زنگ انشا

موضوع: بهترین منظره از دیدگاه من

معلم: سرکار خانم ناظم زاده

تاریخ: سوم مهر ماه سال ۱۳۹۱

همه با بی اعتنایی رویشان راه میرفتند. هیچ کس به آنان توجهی نمی کرد. جانشان را برای مردم گذاشته بودند ، برگ هایی که دو فصل پیش زیبایی هدیه می دادند و به ما قدرت زیستن و نفس کشیدن عطا می کردند و چه عاشقانه بر بدن های خسته ی ما سایه می افکندند اما اکنون هیچ کس به آنها اهمیت نمی داد و همه فراموششان کرده بودند. با زبان بی زبانی، صدای خش خش اعتراضشان به گوش می رسید ولی آنها آخر معرفت هستند که دوباره در بهار می رویند و هیچ گاه از کارشان پشیمان نمی شوند و چه زیباست منظره ی گذشت و بخشش برگ از انسان اما ما چه بی رحمانه آنها را زیر پای خود له می کنیم...